![]() |
![]() |
|
| کسی که مثل هیچکس نبود:و هنوز در این گود نا برابر میجنگید |
|
بلاکفا منو ببخش خیلی وقته سراغت
نیومدم داداش بزرگت فیس بوک ولمون نمیکنه آخه اونجا خوش آب و رنگ تره و خوب تو یه چیز دیگه بودی واقعا کنار تو آروم میشدم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعت 18:54 توسط سعید گوهری |
|
|
ای بابا تب تند فیس بوک هم این روزا نفسی واسم دستام نزاشته تا توی بلاگفا کلمه ای تایپ کنن اما بازم همون بلاگفای خودمونو عشق است اینجا آدمها ساده ترند حداقل
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 22:4 توسط سعید گوهری |
|
|
دستم به قلم نمیرود این روزها
آخ دستم |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم خرداد 1390ساعت 19:28 توسط سعید گوهری |
|
|
تف برهر چیز که خائن از آب در آمده است
همه چیز خائن است دودسیگارم که تا ابد به پایم میسوخت کورم کرد همین امروز تف بر دود سیگارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم اردیبهشت 1390ساعت 20:32 توسط سعید گوهری |
|
|
برای چه میخواهی به عرسه بیایی اینجا هیچ چیز جز هوس حکمرانی نمیکند حتی خدا هم دیگر تکراری شده
تورا به خدا نیا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم فروردین 1390ساعت 12:34 توسط سعید گوهری |
|
|
نفس مسخواهم
آیا کسی هست که نفسش را با من تقسیم کند شدیدا محتاجم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم فروردین 1390ساعت 20:6 توسط سعید گوهری |
|
|
اسلحه هاتون رو پر کنید
لولش رو بزارین روی پیشونیه سال ۱۳۸۸ گلنگدن رو بکشید انگشت سبابتون رو روی ماشه نگه دارید آروم ماشرو لمس کنید نفس بکش نفس بکش ن ف س فقط چند ساعت مونده؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 21:24 توسط سعید گوهری |
|
|
سلام
کار جدیدم (۶۰ثانیه تا سکوت) در بازبینیه چهارمین جشنواره نما تایید شد ۲۲ اجرا دارم ساعت ۵ نویسنده و کارگردان:سعید گوهری بازیگران: کارن کاوه نژاد خشایار طیار سعید گوهری |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 11:41 توسط سعید گوهری |
|
|
دلم از همه گرفته است
پاهایم زمین را گاز میگیرد و باران خود را به صورتم میکوبد عینک دودیم را به چشم میزنم تا در خیال خود مردم را نبینم اشتباه اشتباه بازهم فقط خود ارضایی محض رو به باور داشتن
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389ساعت 9:53 توسط سعید گوهری |
|
|
دستم به قلم نمیرقت و ادعای نوشتنم عرش خدا رو به لرزه در می آورد بابا
لامصب دست بردار از این کلمه های قلبمه سلمبه چرا انقدر لقمه ی سوررئال رو مشت میکنی تو حلقوم رئالسیم پسندت بابا انقدر ابزرد بازی در نیار یه نگاهی به دنیای اکسپرسیونیستیه دورو برت بنداز که مردم رو درو دیوارش نقاشیهای نفرت انگیزشون رو باسبک کوبیسم هک کردن آ دهنت رو تف نکن روی صحنه ی نمایش اون سالن سوخته بعد هرکس دلیلش رو ازت بپرسه بگی این یه کار بیو مکانیکیه که باعث میشه یه تماشاگر شاهد یه اجرای پرفورمنس آرت باشه بابا بس کن بی خیال چقدر آخه حرفای قلمبه سلمبه جای این حرفها یه ژیلت با طعم رئالسیم بخرواون پشم و پیلیه ی ایسمیتو از رو صورتت پاک کن که یه عمره شپش زیرش ملق وارو میندازه ظاهرت رو بکن واقع گرای واقع گرا تا دوست داشته باشن خودت رو پشته یک مشت کلمه قایم نکن خره یه نقطه ی رئال باش رئال رئالیسم محض همیشه آدم رو به خدا نزدیک میکنه چی دارم میگم من خودمم یه عمره پشت این کلمه ها زندانیم بعد دارم کسی دیگرو سرزنش میکنم بی خیال بابا برم به زندگیم برسم من یه نقطه ی رئالیسمم توی این دنیای سور رئالیسممممممم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 22:59 توسط سعید گوهری |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سعید گوهری متولد 1369بازیگر کارگردان و نمایشنامه نویس و در حال حاضر دانشجویی کارگردانی نمایش دانشگاه آزاد اسلامی شیراز
نگفته هام رو باید از بین حرفام فهمید کلا طبیعتم اینجوریه دوست دارم آدما خودشون بشناسنم نه خودمو بهشون بشناسونم |
|
RSS
|